نوشته های من

نقاب اجتماعی

خیلی سال پیش بود . تازه وارد دبیرستان شده بودم و بیشتر سعی می‌کردم از دریچه کتاب خودم و دنیای اطرافم را بهتر و عمیق‌تر

ادامه مطلب »

جمله ناتمام

دستگاه قهوه‌ساز را خاموش می‌کنم و فنجان قهوه در دست روی صندلی پایه‌بلند پشت کانتر آشپزخانه می‌نشینم. نگاهم به خیابان از پنچره باز هست و

ادامه مطلب »

شبی با نه چهره انیاگرام

می‌دونید یکی از مزایای فضای مجازی و پلتفرم‌های آن امکان دوباره یافتن دوستان خیلی قدیمی و به طور کاملأ اتفاقی و هیجان‌انگیز هست . و

ادامه مطلب »

نظر شما چیست؟

مستانه خانم درحالیکه پره‌های پرتقالی را که با دقت پوست گرفته بود دورتادور بشقاب پیش‌دستی بلوری می‌چید گفت:امروز که مانی از مدرسه برگشت خانه،خیلی عصبانی

ادامه مطلب »