
مامانم دیگه آن مامان سابق نیست ،باور نمیکنی چقدر عوض شده.
ظرفهای نهار را شستم و خشک کردم و جمع کردم . پشت میز تحریر نشستم تا چند خطی بنویسم که گوشی همراهم زنگ خورد .
ظرفهای نهار را شستم و خشک کردم و جمع کردم . پشت میز تحریر نشستم تا چند خطی بنویسم که گوشی همراهم زنگ خورد .
مستانه خانم درحالیکه پرههای پرتقالی را که با دقت پوست گرفته بود دورتادور بشقاب پیشدستی بلوری میچید گفت:امروز که مانی از مدرسه برگشت خانه،خیلی عصبانی
امروز صبح پس از تمام شدن امتحان بچهها و پایان ساعت مراقبت ،من و یکی از همکارها با هم از مدرسه خارج شدیم و قدمزنان
تا به حال به بارمعنایی کلمهها اندیشیدهاید؟فارغ از معنی ظاهری و تحتالفظی آنها. به نظر من هر کلمه همراه خودش داستانی داره که اگر پای
مدتی پیش منزل یکی از اقوام مهمان بودیم . یک دورهمی فامیلی و گپ و گفتگوهای معمول ،از گرانی اجناس و اوضاع نابسامان اقتصادی تا
_چه روزگاری شده به خدا . _من نمیدونم چه کسی و چطوری به اینها گواهینامه رانندگی میدهد؟ _هرکسی دوزار پول دستش میاید یه ماشین میخره
قرار بود با دخترم بریم خرید ،یه پاساژگردی مادر و دختری همراه با صرف نهار در فودکورت پاساژی که تازه افتتاح شده بود و کلی
هفته گذشته با یکی ار دوستان قدیمی قرار دیدار گذاشتیم و در یه کافه زیبای مرکز شهر با هم به گپ و گفتگو نشستیم .
موتور با پت پت غریبانهای خاموش شد انگار ناله میکرد یا التماس . سرش را به آرامی تکان داد و زیر لب زمزمه کرد “کار
آقاجون همیشه میگفت :دنیا گرد گرد است دخترم . خوب من خیلی بچه بودم و درست معنی این حرفش را نمیفهمیدم ولی همیشه میدونستم و
کلیه حقوق متعلق به وبسایت مریم مشایخی می باشد.
آخرین دیدگاهها