
از جادوی وجودتان غافل نشوید
دیروز سر کلاس ترم تابستان سخت سرگرم توضیح دادن مبحثی پیچیده از مباحث درسی بودم و بچهها با دقت گوش میدادند و یادداشت برداری میکردند

دیروز سر کلاس ترم تابستان سخت سرگرم توضیح دادن مبحثی پیچیده از مباحث درسی بودم و بچهها با دقت گوش میدادند و یادداشت برداری میکردند
_مامان نمیدونی چه مرکزخرید باحالیه حتمأ یهبار با هم بریم ،هم خیلی شیک و مدرنه و هم جنسهای خوبی داره . کلی هم کافیشاپ و

در دنیای امروز سواد معانی بسیار زیاد و متفاوتی دارد . برخی میگویند فردی که علم کار با رایانه را نداند بیسواد محسوب میشود و
زندگی چیزها را زیاد میکند،همه چیز را . دقیقأ همینطور است . زندگی با کاهش، با روند نزولی میانهای ندارد ،باور کنید. مسیر زندگی رکورد

چند روز قبل ملاقاتی دوستانه داشتم . ناهار را با یکی از دوستانی قدیمی در رستورانی دنج و زیبا در درکه صرف کردم . مهری
روز جمعه نوزدهم اسفند ماه 1401 ساعت هفت و نیم صبح . کلاس خصوصی شیمی دارم روبروی شاگردم نشستم و مشغول ورق زدن جزوه ام
اتاق سرد بود. سردتر از اونی که از یه اتاق سه در چهار اون هم اوایل ماه مهر انتظار می رفت . تلویزیون چهارده اینچ

9 صبح روز جمعه 27 دسامبر خیابان دنفورث ، تورنتو ای وای اتوبوس را از دست دادم . آخرین قدمهای پرشتاب من با رد آخرین

مامان ، مامان با تکانهای شدید دستی که به شانهام می زد از جا پریدم و صاف روی تخت نشستم . _خواب بد می دیدی

خوب می خواهم با این اعتراف شروع کنم که در دوران بچگی و نوجوانی از شغل معلمی بیزار بودم. برخلاف بیشتر بچه ها که وقتی
کلیه حقوق متعلق به وبسایت مریم مشایخی می باشد.
آخرین دیدگاهها